حسرت یک حضور
شنیده بودم که ثواب افطاری دادن از ثواب روزه گرفتن بیشتر است ٬ و من دوست داشتم تو
این ثواب را به من هدیه دهی .![]()
دوست داشتم یک روز ٬ به پای سفره ی افطاری ام بیایی ٬ تا در تقویم روزگار عشقم ٬ در
ماه رمضان ٬ یک روز را به اسم تو قلم بزنم .![]()
دوست داشتم شله رزد نذریم را که با نامت مزین کرده بودم ٬ فقط تو لب بزنی ٬ اما تو
نیامدی و دارچین اسمت را باد برد .![]()
دوست داشتم دعای قبل از افطارم را ناز صدای تو برایم بخواند ٬ اما تو نیامدی و دعایی که
هیچ وقت برایم نخواندی ٬ استجابت نشد .![]()
دعا مستجاب نشد ٬ شله زرد خورده نشد ٬ سفره ی افطاری پهن نشد ٬ و ماه رمضان رفت
بی تو و عید آمد .![]()
همه از نزدیکان عیدانه خواستند ولی من از خدا دوباره تو را خواستم ٬ نه برای خودم ٬
خوشبختی برای تو و حضورت برای من .![]()
![]()

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 18:58  توسط سارا
|
